*****زبان انگلیسی*****

Learn English Online

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 8

جان به لب رسیدن-خسته و بیزار بودن از      be fed up with(s.b/s.th   

بیزار بودن be sick and tired of (s.th/s.b

جان به لب رسیدن  have had it up to here(with s.b/s.th

طاقتم طاق شده- دیگه کشش ندارم be at the end of one's rope

بریدن-از پا در آمدن (جسما" یا روحا " در اثر فشار )  to crack up

خسته و مرده بودن ( کنایه از خستگی بیش از حد ) be dead on one's feet

رنجیدن-دلخور شدن- بر خوردن - ناراحت شدن  get hard/ upset/offended

اگر افعال بالا بدون be یا get به کار روند معنی آنها بر عکس خواهد شد

برخوردن- به خود گرفتن take it personally

احساس گناه کردن- احساس گناه داشتن  to feel guilty/to have a sense of guilt

ناراحت و معذب بودن /احساس غربت کردن  like a fish out of water

حسادت کردن- سوختن دل  to eat one's heart out

از حسادت ترکیدن  be green with envy

خیلی هیجان زده شدن-دیوانه شدن-(قادر به کنترل احساسات خود نبودن) get carried away

در دل خود نگه داشتن-توی خود ریختن  to bottle up your emotions/feelings/problems

بد جوری شوکه شدن/از تعجب خشکم زد get the shock of one's life

چت شده؟ چته؟ چرا اینجوری رفتار میکنی؟  what's gotten into you

دیگر تحملش را ندارم/دیگر طاقتم طاق شده i cant take it anymore

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 7

سر حال بودن- سر کیف بودن    feel like a million

ذوق کردن   feel on top of the world

از خوشحالی پر در آوردن  be on cloud nine / walk on air

حال کردن- کیف کردن- لذت فراوان بردن   get a kick out of something

خیلی خوش گذشتن-کیف دنیا را کردن  have the time of ones's life

خیلی خوشحالم کردی    you made my day

انگار آدم دیگه ای شدم   i feel like a new person

خوشحال کردن- دلداری دادن- دلگرم کردن   cheer s.b up

زیر خنده زدن- با صدای بلند خندیدن   burst out laughing

سیخ شدن مو بر تن آدم در اثر ترس و هیجان و غیره   get goose bumps

حال چیزی یا انجام کاری را داشتن   be in the mood for s.th / to do s.th

احساس خاصی داشتن/گمان کردن / حدس زدن   have a feeling/hunch

احساس راحتی و آرامش کردن / راحت بودن/ خودمانی بودن  feel at home

وعده چیزی را به خود دادن/ در آرزو و منتظر چیزی بودن  have one's heart set on s.th

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

لغت و معنی بخش 3

نزدیک یا نزدیکتر شدن-پذیرفتن  approach

فهمیدن-کشف کردن detect

نقص-عیب defect

کارمند-حقوق بگیر employee

اهمیت ندادن و بی توجهی کردن neglect

فریفتن deceive

مطمئنا"- بدون شک undoubtedly

مقبول اکثر مردم- مشهور popular

کامل-کافی thorough

موکل-مشتری client

فراگیر بودن- جامع بودن  comprehensive

گرفتن پول از راه کلاهبرداری defraud

به تعویق انداختن postpone

موافقت کردن یا رضایت دادن consent

حجیم-سنگین-بزرگ- درشت و تو پر massive

جعبه یا روکش کوچک capsule

از تغییر و آسیب دور نگه داشتن-مصون نگه داشتن-محافظت کردن preserve

آشکارا محکوم کردن-سرزنش-ابراز نارضایتی شدید denounce

تک بودن- برابر یا شبیه نداشتن unique

سیلاب-تنداب-هر چیز شدید torrent

رنجیدن-اظهار تنفر کردن resent

اذیت کردن- آزار دادن- مزاحم شدن  molest

تاریک-ابری-کم نور-دلگیر gloomy

پیش بینی نشده-غیر مترقبه-غیر منتظره unforeseen

مبالغه کردن-غلو کردن exaggerate

غیر حرفه ای-شخصی که کاری را برای تفریح انجام میدهد نه برای پول یا حرفه amateur

معمولی-متوسط mediocre

گوناگون-متفاوت variety

معتبر- موثق-صادق-محکم valid

زنده ماندن - باز ماندن- جان به در بردن- بقا یافتن survive

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

لغت و معنی بخش 2

ترکیب کردن-مخلوط کردن  blend

قابل رویت ( مرئی)  visible

گران expensive

استعداد-توانایی ذاتی talent

اندیشیدن-برنامه ریزی کردن-اختراع کردن devise

عمده فروشی-گسترده- به مقدار زیاد wholesale

مه-رطوبت-غبار vapor

خلاص شدن-رفع کردن-حذف شدن elliminate

شرور-تبهکار villain

ضخیم-انبوه- غلیظ dense

استفاده کردن utilize

مرطوب-نم humid

نظریه  theory

پایین آمدن- فرود امدن  descend

گردش کردن- منتشر کردن-حرکت کردن- عبور کردن circulate

بسیار بزرگ enormous

پیش بینی کردن predict

محو شدن - غیب شدن- نا پدید شدن  vanish

باورها-سنت ها tradition

روستایی rural

بار burden

محوطه یک کالج دانشگاه یا مدرسه campus

تعداد بیشتر - قسمت عمده- بیش از نیم- اکثریت  majority

جمع اوری کردن-گرد آوردن- ساختن  assemble

سیاحت کردن- اکتشاف کردن- کاوش کردن- بررسی کردن  explore

موضوع topic

بحث کردن  debate

طفره رفتن evade

بررسی کامل- جستجو کردن- تحقیق کردن probe

اصلاح کردن - با اصلاح اشتباهات پیشرفت کردن reform

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

لغت و معنی بخش 1

ترک کردن -بدون قصد بازگشت-دست کشیدن از abandon

تیز-مشتاق-شدید-حساس  keen

حسود  jealous

توانایی بیان در گفتن حرف مناسب  tact

قول-قسم  oath

خالی-پر نشده  vacant

تنگدستی-مشکلات-سختی hardship

شجاع-احترام قائل شدن برای زنان- مبادی آداب بودن  gallant

اطلاعات-دانسته ها- داده ها  data

عادت نداشتن به چیزی- نا آشنا  unaccustomed

مرد مجرد bachelor

صلاحیت داشتن- واجد شرایط بودن  qualify

جسد- بدن انسان مرده  corpse

پنهان کردن conceal

تاریک و مایوس کننده- افسرده-دلتنگ-گرفته dismal

خیلی سرد frigid

زندگی کردن  inhabit

مرده و بی حس   numb

خطر  peril

دراز کشیدن-خوابیدن-به عقب لم دادن  recline

جیغ زدن-فریاد کشیدن shriek

شیطانی-خبیث-پلید-وحشتناک sinister

تلاش برای حرکت کردن tempt

شرط  wager

معمولی-نوعی-مخصوص  typical

کمترین مقدار-حداقل minimum

کمیاب scarce

سالی یکبار-سالانه  annual

متقاعد کردن-تشویق کردن  persuade

لازم-مهم-اصلی  essential

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 6

نخود هر آش بودن   have a finger in every pie

چرند و پرند گفتن    be full of hot air

تحمل یا جنبه شوخی نداشتن     can't take a joke

آینده نگر نبودن  cant  see beyond the end of one's nose

آدم خام- کسی که دهانش بوی شیر میده a babe in the woods

آدم سر سخت  a hard nut to crack

الکی خوش بودن live in a fool's paradise

خام بودن- جوان و بی تجربه    be wet behind the ears

( داشتن ) یک سر و هزار سودا  have too many irons in the fire

کنایه از کسی که پول اندکی را صرفه جویی میکند اما در مقابل پول فراوانی را از دست میدهد

                                                                              penny wise and pound foolish

زیر نفوذ و کنترل مادر/همسر..... بودن  be tied up to one's mother's...apron strings

عضو خلاف/بد نام/ بد خانواده بودن  be the black sheep of the family

نداشتن دلیل برای عقاید خود    not have a leg to stand on

حال ندار بودن - مریض بودن  be/feel under the weather

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 5

در وضعیت خوب-خوش هیکل و قوی-سالم و محکم   be in good/great/perfect shape 

سالم و سر حال- سر و مر و گنده be alive and kicking

صحیح و سالم   be safe and sound

پوست کلفت بودن - حساس و زود رنج نبودن be thick -skinned

عاقل-دانا be nobody's fool

وجدان راحت داشتن - عذاب وجدان نداشتن have a clear / clean conscience

حق انجام کاری را داشتن have the right to do s.th

شبیه کسی بودن  take after sb

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 4

یک سر و گردن بالاتر بودن  be/stand head and shoulders above

دارا بودن توانایی های لازم برای انجام کاری have what it takes

 منطقی و با هوش بودن - معقول بودن-عقل سلیم داشتن  have a good head on one's shoulders

روی پای خود ایستادن stand on one's own two feet

برای کاری ساخته شدن be cut for s.th/to be s.th

تسلط داشتن- احاطه داشتن  have a good command of something

 برگ برنده را در دست داشتن  have an ace up one's sleeve

مایه دار بودن- پولدار بودن  be well off

لنگه نداشتن- بی نظیر بودن   be one in a million

آدم نازنینی بودن be the salt of the earth

مجلس گرم کن the life of the party

در سلامت کامل بودن  be in the best of health

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 3

آدم کند و تنبل- آدم شل و ول a slowcoach

آدم خاله زنک-شایعه پخش کن  a gossip

کسی که از این شاخه به آن شاخه میپرد a rolling stone

آدم تنبل  a lazybones

آدم عصا قورت داده ( کسی که افکار و عقایدش بیش از حد رسمی یا قدیمی است ) a stuffed shirt

آدم کسل کننده  a bore

آدم افاده ای   a snob

مهمان ناخوانده-چتر باز ( مهمان بدون دعوت)  a gatecrasher

کوته فکر-متعصب  narrow minded

بی رحم-سنگدل   hard -hearted

یکدنده-لجباز  pig-headed

احمقانه-نسنجیده  hare-brained

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 2

آدم وراج-آدم پر چانه a windbag

آدم حال گیر-آئینه دق  a wet blanket

آدم فضول  a busybody-/ a nosy parker

بله قربان گو yes person/yes man/ yes woman

مایه دردسر  a pain in the neck

آدم حواس پرت - گیج a scatterbrain

بچه ننه  a mama's boy

آدم ضعیف و هالو - آدم دهن بین  a pushover

آدم دردسر درست کن   a troublemaker

آدم جویای نام - جویای جاه و مقام  a social climber

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  | 

اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بخش 1

آدم پر تحرک     a live wire

آدم کله گنده      a big shot

آدم بلند پرواز و فعال  a go-getter

خود ساخته    a self-made

آدم متین و معقول   level-headed

آزاد اندیش-روشنفکر-بی تعصب   open-minded

دل رحم-مهربان-رئوف  soft-hearted

کسی که در ابتدای کاری موفق نیست اما بعدا موفقیت زیادی به دست می آورد   a late bloomer

آدم زود جوش و اجتماعی   a good mixer

آدم جالب و خوش صحبت-آدم خوش مشرب    good company

آدم بلند پرواز   a high-flier

آدم سحر خیز    an early bird

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط نینا نصیری  |